یک شعر زیبا و عاشقانه تقدیم به روح پاک شهدای گمنام

شعر در مورد شهید گمنام

گمنامی برای شهرت پرستها دردآور است ، اگر نه همه اجرها در گمنامی است

گل شد، بر آمد پیکرم، آهسته آهسته – انگار دارم میپرم آهسته آهسته

انگشترم، مهرم، پلاکم، چفیهام، عطرم – پیدا شد از دور و برم آهسته آهسته

آهسته آهسته سرم از خاک میروید – از خاک میروید سرم آهسته آهسته

جز نیمه ای از من نمییابید، روزی سوخت – در شعله نیم دیگرم آهسته آهسته

امروز بعد از سالها زاییده خواهد شد – ققنوس از خاکسترم آهسته آهسته

خوابیده ام بر شانه ها و میبرندم … نه – تابوت را من میبرم آهسته آهسته

آن پیرزن، این زن به چشمم آشنا هستند – دارم به جا میآورم آهسته آهسته

خواندم پدر ,خالی است جایش – این خبر میریخت از چشم های خواهرم آهسته آهسته

دیگر برای آستین بالا زدن دیر است – این را بگو با مادرم آهسته آهسته

منبع : پورتال جامع مهستان ارسال شده در دسته بندی شعر عاشقانه

شعر در مورد شهید گمنام